حسن سيد اشرفى

607

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

549 - آيا در بقيّهء صيغه‌ها و جملات خبريّه همچون صيغه و مادّهء امر نيز غير از صفات معروفه ، صفات ديگرى در نفس نمىباشد ؟ ( و كذا الحال . . . على الفؤاد دليلا ) ج : مىفرمايد : همان‌طور كه گفتيم ؛ در امر به غير از صفات معروفه در نفس ، صفت ديگرى

--> - نسبت بين مسند و مسند اليه است . مثل « جاء زيد » و « ما جاء زيد » يا « زيد كاتب » و « زيد ليس بكاتب » و در جملات انشائيّه نيز ايجاد نسبت مىباشد . 2 - كلام نفسى : در جملات خبريّه عبارت از علم به وقوع نسبت و در جملات انشائيّه نيز تمنّى و ترّجى و يا اراده و كراهت است كه در نفس وجود دارد . مثلا وقتى گفته مىشود : « جاء زيد » مدلول لفظى و كلام لفظى متكلّم عبارت از اصوات و مدلول كلامش ، وقوع و خبر از وقوع نسبت است ولى در نفسش نيز يك صفتى وجود دارد كه قائم به نفس است و آن علم به وقوع اين نسبت و در جملات خبريّهء منفى نيز علم به عدم وقوع نسبت مىباشد . در امر نيز كه خداوند مىفرمايد : « و امر بالمعروف » علاوه بر كلام لفظى كه عبارت از كلمات اداء شده و مدلول آنكه انشاء و ايجاد نسبت بوده در نفسش نيز يك صفتى به نام اراده كه قائم به نفس بوده وجود دارد كه به آن ، كلام نفسى گفته مىشود و در نهى نيز كلام لفظى عبارت از اصوات و انشاء ترك و كلام نفسى عبارت از كراهت است كه در نفس متكلم وجود داشته و قائم به نفس اوست . در ديگر صيغه‌هاى انشائيّه مثل تمنّى و ترجّى و دعا و غيره نيز علاوه بر كلام لفظى يعنى اصوات و انشاء نسبتهاى هركدام ، صفت ديگرى كه عبارت از صفت تمنّى و ترجّى و التماس و مانند آن بوده در نفس وجود دارد كه به آن كلام نفسى گويند . اشاعره در مورد خداوند نيز معتقد به اين دو كلام هستند ولى معتزله و اهل حقّ مىگويند ؛ يك كلام بيشتر وجود ندارد و آن كلام با مدلولات آنكه كلام لفظى باشد بوده و منكر كلام نفسى مىباشند . هرچند مىگويند در موقع تلفظ به اين الفاظ يك صفاتى مثل علم به وقوع يا عدم وقوع نسبت و تمنّى ، ترجّى و اراده در نفس وجود دارد ولى كلام نفسى را منكر هستند . بحث طلب و اراده نيز از صغريات نزاع در كلام نفسى و كلام لفظى است . اشاعره مىگويند در اوامر الهى آنچه كه در نفس بارىتعالى و متكلّم بوده عبارت از اراده است كه قائم به نفس او بوده و باعث شده كه امر به عبد كند تا اتيان مأمور به شود . اين اراده را كلام نفسى مىگويند و بعد گفته‌اند ؛ علاوه بر اين اراده چيزى ديگر وجود دارد به نام كلام لفظى كه عبارت از طلب كه مدلول اين كلام نفسى بوده و مغاير با كلام نفسى است . خلاصه آنكه اراده عبارت از كلام نفسى و طلب عبارت از كلام لفظى بوده كه مغاير با يكديگرند ولى شيعه و معتزله منكر كلام نفسى بوده و اراده و طلب را يكى مىدانند .